نقش مسلمانان در پشرفت رياضيات
فکر می کنین فقط غیرمسلمونا برای پیشرفت هرعلمی تلاش کردن؟؟؟ اگه باور ندارین که چقدر مسلمونابرای علوم مختلف ازجمله ریاضیات زحمت کشیدندمطلب زیررو ازدست ندین هاااااااا

مسلمانان، علم رياضي، خاصه جبر و مقابله را به گونه اي پيشرفت دادند كه مي توان گفت آنان موجد اين علم هستند. اگر چه اصول و مبادي علم رياضيات قبل از اسلام در دنيا وجود داشت، ليكن مسلمانان، انقلابي درآن ايجاد كردند. از جمله اينكه قبل از ديگران جبر و مقابله را در هندسه به كار بردند. جبر و مقابله تا جايي مورد توجه آنان بود كه مامون عباسي در قرن سوم هجري (قرن نهم ميلادي) به ابو محمد بن موسي، يكي از رياضيدان هاي دربار خود امر كرد كتاب ساده ي عام الفهمي در جبر و مقابله تاليف كند. محمد بن موسي(فوت در سال 572 يا 592 ه.ق) يكي از سه برادر دانشمندي بود كه به ابن موسي شهرت داشت. در نيمه دوم قرن سوم هجري، ثابت بن قره (212-228 ه.ق) طبيب، رياضيدان و منجم حوزه علمي بغداد خدمات بسياري را در زمينه ترجمه كتاب هاي علمي از زبان هاي سرياني و يوناني به زبان عربي انجام داد. وي دارالترجمه اي تاسيس كرد كه بسياري از دانشمندان آشنا به زبان هاي خارجي در آن كارمي كردند. در اين دارالترجمه بسياري از آثار يونانيان نظير آپولونيوس، اقليدس، ارشميدس، تيودوسيوس، بطلميوس، جالينوس و ايوتوكيوس به وسيله او ويا تحت سرپرستي وي به عربي ترجمه شد.
ابو حفض يا ابوالفتح الدين عمربن ابراهيم نيشابوري مشهور به خيام نيشابوري از برجسته ترين حكما و رياضيدانان جهان در سال 293 ه.ق در نيشابور به دنيا آمد. خيام كمتر مي نوشت و شاگرد مي پذيرفت . وي براي كسب دانش به خراسان و عراق نيز سفر كرد به واسطه تبحر و دانش عظيمي كه در رياضيات و نجوم داشت، از سوي ملكشاه سلجوقي فراخوانده شد، ملكشاه به او احترام مي گذاشت و خيام نزد او قرب و منزلت ويژه اي داشت. او بنا به خواست ملكشاه در ساخت رصد خانه ي ملكشاهي و اصلاح تقويم با ساير دانشمندان همكاري داشت. حاصل كارش در اين زمينه تقويم جلالي است كه هنوز اعتبار و رواج دارد و تقويم او از تقويم گريگوريابي دقيق تر است.
يكي از دانشمندان اسلامي كه تحولي عظيم در علم رياضي پديد آورد ابو عبدالله محمدبن موسي خوارزمي(متوفي 322 ه.ق) است. اين رياضي دان ، منجم، جغرافي دان و مورخ ايراني يكي از منجمان دربار مامون خليفه بود. وي در بيت الحكمه مشغول كار بود. بيت الحكمه مؤسسه ي علمي معروفي بود كه مامون خليفه عباسي (981_218 ه.ق) به تقليد از دار العلم قديم جندي شاپور در بغداد تاسيس كرد. ظاهراً فعاليت عمده اين مركز ترجمه آثار علمي و فلسفي يوناني به عربي بود. عده اي از مترجمان برجسته و نيز كاتبان و صحافان در آنجا كار مي كردند. كتابخانه اي كه بدين طريق فراهم آمد و عنوان خزانه الحكمه داشت از زمان هارون الرشيد و برامكه سابقه داشت.
از مؤسسات وابسته به بيت الحكمه رصد خانه اي در بغداد و رصد خانه اي در دمشق بود كه منجمان و رياضي دانان اسلامي در آن جا به رصد كواكب و فراهم كردن زيج ها (جداولي كه از روي آن به حركت اجرام سماوي پي مي برند) اشتغال داشتند.
درباره اهميت و ارزش آثار خوارزمي چنين آورده اند: خوارزمي درخشان ترين چهره در ميان دانشمنداني بود كه در دربار مامون گرد هم آمده بودند.او كتاب ها و آثاري را در علوم جغرافيا و نجوم تدوين كرد كه سيصد سال بعد به وسيله ي آتل هارت انگليسي به لاتين ترجمه و در اختيار علماي اروپا قرار گرفت . ولي دو اثر او در رياضيات نام او را جاوداني ساخت . يكي حل المسائل علمي، براي زندگي عملي، با عنوان جبر و مقابله بود. مترجمي كه در قرون وسطي اين اثر را برگرداند نيز همان نام عربي را براي آن برگزيد و اولين كلمه عنوان كتاب يعني "الجبر" را براي هميشه در رياضيات به جاي گذاشت . دومين اثر خوارزمي كه نامش را جاودان كرد، همان كتاب آموزشي فن محاسبه بود كه در آن طريقه استفاده از اعداد هندي را مي آموخت. نوشتن اعداد، جمع و تفريق، نصف كردن و دو برابر كردن، ضرب، تقسيم و محاسبات كسري. اين كتابچه نيز به اسپانيا آورده و در اوايل قرن دوازدهم ميلادي به لاتين برگردانده شد. ترجمه آن از عربي به لاتين با اين جمله آغاز مي شود : " چنين گفت الگوريتمي(خوارزمي) ، بگذار خدا را شكر گوييم، سرور و حامي ما
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:21 توسط فريدون
|
نقش اروپا در پیشرفت ریاضیات
یکی از ریاضیدانان قرن سیزدهم میلادی در اروپا
لئونارد بوناکسی( 1170-1220 م. ) ریاضیدان ایتالیایی است. وی که مدتها در مشرق زمین اقامت کرده بود، آثار برخی از دانشمندان اسلامی را از آنجا به ارمغان آورد. وی برای اولین بار در اروپا
علم جبر را در
هندسه مورد استفاده قرار داد. در قرن پانزدهم و در قرن شانزدهم دانشمندان ایتالیایی ها در
حساب عدد ،
جبر و مکانیک ترقیات شایان کردند.
در اواخر قرن شانزدهم در
فرانسه دانشمندی به نام
فرانسوااویت ( 1540-1603م.) به پیشرفت علوم ریاضی خدمات ارزنده ای نمود.
مثلثات جدید نیز حاصل زحمات اوست. او نخستین ریاضیدانی بود که برای حل مسئله ترسیم دایره ای مماس بر سه دایره دیگر راه حل هندسی بدست آورد و ریشه های معادله درجه چهارم را ساخت.
ریاضیـدانان کشـور
هلنـد نیز در پیشـرفت و رشد دانش ریاضی بسیـار مؤثر بودند.
آدرین رومن و سپس
آدرین متیوس مقدار تقریبی عدد پی را محاسبه کردند و یکی دیگر از هموطنان آنان به نام
وان سولن تا 35 رقم اعشاری آن را بدست آورد.
کشف
لگاریتم یکی از پیشرفتهای بسیار مهم در تاریخ
علم ریاضیات است. کاشف آن
جان نپر یا ناپیه ( 1556-1317 م. ) ریاضیدان معروف اسکاتلندی است. یکی از آثار او کتاب معروف لگاریتمی است که در سال 1614 م. تألیف کرد.
نپر نخستین دانشمندی بود که
محاسبه اعشار را جانشین
محاسبات کسری معمولی نمود.
عصای نپر ،اسبابی بوده که برای تسهیل اعمال ریاضی که عمل ضرب را جانشین جمع و عمل تقسیم را جانشین تفریق ساخته است. نظیر خط کش محاسبه که امروزه مورد استفاده مهندسین است.
یکی دیگر از نوابغ علم ریاضی در قرن هفدهم
بلز پاسکال( 1623-1662 م. ) است که در پیشرفت حساب دیفرانسیل بسیار مؤثر بود،وی در 18 سالگی ماشین محاسبه را اختراع کرد.
باید به کوششهای
کپرنیک،
کپلر،
تیکوبراهه و
گالیله و نقش آنان در رشد علم ریاضی نیز اشاره ای کنیم.قرن هفدهم میلادی شاهد ریاضیدانان بزرگی نظیر
رنه دکارت ( 1596-1650م. ) فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی بود.
پیردوفرما ( 1601-1665م. ) ریاضیدان فرانسوی نیز در تحول علم ریاضی در قرن هفدهم بسیار مؤثر بود. وی ظاهراً پیش از دکارت اصول
هندسه تحلیلی را اختراع کرد.
وی را مؤسس نظریه مدرن اعداد ( حساب عالی ) و
نظریه احتمالات می دانند.در سال 1781 در کشور فرانسه
سیمون دنیس پواسون (1781-1840م.) تولد یافت که از ریاضیدانان بزرگ قرن هیجدهم است.
او در سال 1801 آنچنان در ریاضی پیشرفت کرد که به عنوان استاد تجزیه و تحلیل ریاضیات در دانشگاه
پاریس برگزیده شد.وی مقالاتی مربوط به مکانیک (1811م. )، یادداشتهایی راجع به تئوری امواج (1826م. )، تئوری ریاضیات در رابطه با حرارت (1835م. ) و تئوری محاسبه احتمالات ( 1838م.) را منتشر ساخت.
لوئی پوانو(1777-1859م.) نیز از ریاضیدانان برجسته قرن نوزدهم است.در نیمـة قـرن نوزدهـم کشـف
جورج گرین (1793-1841م. ) ریاضیــدان انگلیسی و شارل فردریک کائوس یا
گاوس (1777-1855م.) ریاضیدان آلمانی توجة بسیاری از دانشمندان را جلب کرد.
یکی دیگر از ریاضیدانان بزرگ در قرن نوزدهم
اوگوستن لوئی کوشی(1789-1857م.) فرانسوی است که در همه رشته های
ریاضیات محض و کاربردی اکتشافاتی داشت، ولی خدمت بزرگ وی آن بود که آنالیز ریاضی را بر مبانی محکم استوار ساخت.کوشی ریاضیات – مخصوصاً آنالیز- را نسبت به قرن هیجدهم سخت دگرگون ساخت.
ویلیام راون هامیلتون (1805-1865م. ) ایرلندی بدون تردید یکی از نوابغ قرن نوزدهم بود.نبوغ و استعداد شگفت او از دوران کودکی اش معلوم شد. او حتی در 5 سالگی متون لاتینی و یونانی و عبری را می خواند و ایتالیایی و فرانسوی را در 8 سالگی و عربی و سانسکریت را در 10 سالگی آموخت و در 14 سالگی برای سفیر ایران خطابه خوشامدی به زبان فارسی تهیه کرد.
این استعداد بی مانند به زودی متوجة علوم گردید، بطوری که در 17 سالگی تمام حساب انتگرال را به خوبی می دانست و خسوف و کسوف را به خوبی پیش بینی می کرد و در 22 سالگی استاد نجوم گردید.
تاریخ ریاضیات گذشته از وقایع شیرین ، وقایع مصیبت بار را نیز ثبت کرده است. داستان گم شدن کشف بزرگ
نیل هنریک آبل (1802-1829م.) ریاضیدان جوان و نابغه نروژی یکی از آنهاست. آپل که از نبوغی شگفت انگیز برخوردار بود در 22 سالگی ثابت نمود که صرف نظر از معادلات درجه اول تا درجه چهارم، هیچ دستور جبری که بتواند معادله درجه پنجم را به نتیجه برساند وجود ندارد .
آبل مقاله ای درباره
خاصیت عمومی طبقه بسیار وسیعی از توابع غیر جبری انتشار داد.
آبل در این مقاله با ذکر کامل تمام فرمولها که پس از رنج بسیار فراهم کرده بود انتگرالهای بیضوی معروف به
انتگرالهای لژاندر را مورد مطالعه قرار داده و مطالب جدیدی را کشف کرده بود که به راستی ارزش بسیار داشت. آبل کشف ذیقیمت خود را به کوشی سپرد، اما کوشی آن را گم کرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:18 توسط فريدون
|
آلبرت اینشتین (۱۴ مارس ۱۸۷۹، آلمان - ۱۸ آوریل ۱۹۵۵، آمریکا) فیزیکدان مشهوری است که بسیاری او را بزرگترین دانشمند سده بیستم میدانند. او مولف نظریههای نسبیت عام و نسبیت خاص است و کمکهای مهمی به مکانیک کوانتوم، مکانیک استاتیک و کیهانشناسی کرده است. او جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۲۱ به خاطر شرح اثرهای فوتوالکتریک و خدماتش به فیزیک نظری دریافت کرد.
پس از خورشیدگرفتگی سال ۱۹۱۹، گروه اعزامی تایید کردند که پرتوهای نورانی ستارهها توسط جاذبهی خورشید منحرف میشوند، درست همانطور که او در نظریه نسبیت پیشبینی کرده بود. بدین ترتیب اینشتین شهرت جهانی به دست میآورد. در سالهای بعد شهرت او از هر دانشمند دیگری در تاریخ فراتر رفت. امروزه در فرهنگ عمومی، نام اینشتین مترادف هوش زیاد و فرد نابغه شده است.
خصوصیات شخصی
ویژگیهای او
وی از کودکی تلاش داشت تا برای عدّه بیشتری از همنوعان خود و بهویژه کسانیکه در حول و حوش او میزیستهاند سودمند باشد. ویژگی دوّم او ذوق هنریش بود که اینشتین را وامیداشت که نه تنها اندیشه کلی مومی خود را به نحوی روشن و منطقی مرتّب سازد بلکه روش تنظیم و بهینه سازی آنها به نحوی باشد که چه خود او و چه مستمعان از نظر جهانشناسی نیز لذّت میبرند. هدف اینشتین این بود که فضای مطلق را از فیزیک براندازد، نظریه نسبیت ۱۹۰۵ که در آن اینشتین فقط به حرکت مستقیم الخط متشابه پرداخته بود اینشتین با کمک از اصل تعادل پدیدههای جدیدی را در مبحث نور پیش بینی کند که قابل مشاهده بودهاند و میتوانست صحت نظریه جدید او را از لحاظ تجربی تأیید کرد. البته هیچ گاه نمیشود ویژگیها و اهداف کسی را کاملاً بیان کرد و به گفته آلبرت عقل سلبم عبارت است از پیش داوریهایی که تا سن ۱۸ سالگی در مغز آدم جا میگیرند و نتیجه مشاهدات خام و معمولی هستند. آلبرت با مطلق قرار دادن دو چیز نسبیت تمام جهان را توجیه کرد... پس شاید نه هدف نسبیت بود نه مطلقیت .... هدف فقط دانستن بود این عشق به دانستن و فکر کردن بود.
اینم یه عکس جالب از اینشتین!!!

نظرتونه رو بگین وگرنه...
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 13:8 توسط فريدون
|
ترس با نا امیدی و شرم با محرومیت همراه است، و فرصت ها چون ابرها میگذرند، پس فرصت های نیک را غنیمت بشمارید. -:: حضرت امام علی (ع) ::-
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 17:21 توسط فريدون
|
كي مگه 13نحسه؟ازكي تابه حالا؟ازوقتي كه........
اين فرق هاراباديگراعدادداره؟
الف-از نظر رياضي
● 13 عدد اول است.
● 1-13^2 عدد اول مرسن است.
● 13جسم ارشميدسي موجود است. (اجسام ارشميدسي اجسامي هستند كه وجوه آنها چند ضلعي بوده، نه لزوما از يك نوع ، و كنجهاي آنها مساوي هستند.)
● عدد 13كوچكترين Emirp است. (Emirp عدد اولي است كه اگر ارقام آن را معكوس كنيم مجددا عددي اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)
● 169=2^13 بامعكوس كردن ارقام آن داريم: 961="2^31 يعني رقم هاي آن مجددا معكوس مي شود."
●2^13، 1+!12 را عاد ميكند.
● 13عدد Happy است.(براي دانستن اين كه عددي Happy است، مجموع مربعات رقمهاي عدد را پيدا كرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب ميكنيم با ادامه اين روند اگر به عدد 1 دست پيدا كرديم آنگاه به آن عدد Happy گفته ميشود. مثلا براي عدد سيزده 10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراين13" عدد Happyاست.)
● 13نيمي از 3^3+ 3^1- است
●2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد ميكند بنابراين يك عدد اول ويلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p كه،p و p^2، مقدار p-1)!+1) را عاد كنند، عدد اول ويلسون ناميده ميشود. مثلا عدد 5 عدد ويلسون است. تنها اعداد شناخته شده 5 و 13و 563 است .)
●چرتكه چيني داراي سيزده ستون مهره براي محاسبات است.
● 13بزرگترين عدد اولي است كه مي تواند به دو عدد متوالي به صورت n^2+3 افراز مي شود.(آيا مي توانيد اثبات کنيد؟)
● 1+13- 13^13 عدد اول است.
● نخستين حفرهي اول با طول سيزده بين دو عدد 113و 127اتفاق ميافتد. (منظور از حفرهي اول تعداد اعداد مركب بين دوعدد اول متوالی است.)
● 13 كوچكترين عدد اول جايگشتپذير (Permutable Number) است. ( اين اعداد، اعداد اولي حداقل با دو رقم مجزا هستند كه با تجديد آرايش در رقم هايشان همچنان عددي اول باقي مي مانند مثلا براي عدد 337 ، 733 و 373 و 337 عدد اول است از ديگر اعداد از اين قسم ميتوان به 13,17,37,79,113,119و جايگشتهاي آن اشاره كرد.)
● هشت عدد اول ديگر ميتواند به وسيله تغيير يك رقم از 13 توليد شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83}
● عدد 13 كوچكترين عددي است كه ارقام آن در پايه چهار معكوس 13 است. ( 13 در پايه چهار 31 است.)
● رويهي بيضوي روي اعداد گويا كه داراي نقطهي گويا از مرتبهي 13 باشد موجود نيست.
● 2^13= 19+...+8+7
● عدد 2^13توسط مربعات مجزاي اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بيان ميشود.
ب-از نظر سياست
● نخستين بار پرچم امريكا 13 ستاره و 13 خط داشت كه نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلي اين كشور بود.
●شاخه زيتوني كه در پشت دلارهاي آمريكا كشيده شده است 13 برگ دارد.
●طولاني ترين ركورد پرواز يك جوجه 13 ثانيه است. (نه فهميدم اينه چيكار كنم!)
به نظر اين بنده حقير اين ها ازخصوصيات 13 كه ديگر اعداد ندارندوبه 13كه الهي همه به غيرازمن دورش بگردند
! بهش فش ميدن!
البته به نظر من اين به ديد افرادمونده كه اين فش رانثار13كردند من ازكسانيكه اين ديد رادارن ميخوام بپرسم چرابه 2كه تنهاعدد اول زوج بهش چيزي نمي گن ؟(كاري نداره الان من بهش فش ميدم! توغلط ميكني ميون اين همه دختر پسري..........
ببخشيد منظورم اين بود كه ميون اين همه عدد اول فرد تو چيكاريه!)
از وبلاگ .onlymath.blogfa به خاطر استفاده از اطلاعاتش تشكر ميكنم.
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 22:4 توسط فريدون
|
این مساله را انشتین در قرن نوزدهم مطرح کرده و گفته است 98 درصد مردم دنیا قادر به حلش نیست. ممکن است ظاهر مساله خسته کننده باشد ولی در باطن نیست
1- در یک خیابون 5 خانه وجود دارد که با پنج رنگ متفاوت رنگ شدند.
2- در هر خانه يک نفر با ملیت متفاوت با بقیه زندگی میکند.
3- هر کدوم از 5 صاحبخونه يک نوشیدنی متفاوت, یه مارک سیگار متفاوت دوست دارد و يک حیوان متفاوت در خانه نگهداری میکند
سوال این است که چه کسی در خانه ماهی نگهداری می کنه با این شرطها که:
1-انگلیسه خونه اش قرمزه
2 - سوئدیه تو خونه سگ نگه میداره
3- دانمارکیه چای دوست داره
4- خونه سبز رنگ سمت چپ خونه سفیده
5- صاحب خونه ی سبز رنگ قهوه دوست داره
6- کسی که سیگار پالمال میکشه پرنده نگهداری میکنه
7- صاحب خونه زرد رنگ سیگار دانهیل میکشه
8- مردی که تو خونه وسطی زندگی میکنه شیر دوست داره از نوشیدنی ها
9- نروژیه تو اولین خونه زندگی میکنه
10- مردی که بلندز میکشه همسایه اونیه که گربه نگهداری میکنه
11- مردی که اسب نگهداری میکنه همسایه مردیه که دانهیل میکشه
12- مردی که بلو مستر میکشه ماءالشعیر دوست داره
13- آلمانیه سیگار پرنس میکشه
14- نروژیه همسایه اونیه که خونه اش آبیه
15- مردی که بلندز میکشه همسایه ای داره که آب دوست داره بین نوشیدنیها
هر کس تونست جواب سوال رو پیدا کنه جواب رو به همراه مشخصاتش به اعضای انجمن تحویل بده تا اسمش تو نشریه نپر چاپ بشه.
به يادتون هستيم
به يادمان باشيد.(لطفانظر بدهيد )
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 19:9 توسط فريدون
|
چرا آسمان شب تاريک است؟
اولين کسي که جرات کرد اين سوال بظاهر بچگانه را بپرسد، فيزيکدان آلماني ، هاينريش ويلهلم اولبرس در سال 1823 بود.
سوالي که از آن پس به پارادوکس اولبرس معروف شد و سالها ذهن فيزيکدان ها و ستاره شناسان را به خود مشغول کرد؛ زيرا جواب سوال برخلاف صورت کودکانه اش ، اصلا مثل روز روشن نيست.
نمي خواهيد خودتون فكر كنيد يكمي فكر كنيد بعد جوابو بخونيد.(تشكر)
ابتدا به نظر رسيد گرد و غبار بين ستاره ها مي تواند مساله را حل کند.
اين مواد نور ستاره ها را جذب مي کنند و مانع رسيدن آنها به چشم ما مي شوند، اما مساله اينجاست که جذب نور، سرانجام آنقدر دماي گردوغبار را بالا مي برد که آن را به تابش و نورافشاني وامي دارد.
توضيح دوم پاي انتقال به سرخ کهکشان ها و ستاره هاي دور را وسط کشيد.
مي دانيم که به دليل انبساط جهان ، همه کهکشان ها در حال دورشدن از ما هستند و اين باعث افزايش طول موج پرتوهاي تابيده از آنها يا به اصطلاح انتقال به سرخ نورشان مي شود.
تحت تاثير اين انتقال ، بخش عمده اي از نور مرئي کهکشان هاي دور به نور مادون قرمز تبديل و غيرقابل رويت مي شود؛ اما نبايد فراموش کرد که به همين ترتيب بخشي از پرتوهاي ماوراي بنفش نيز سر از طيف مرئي درمي آورند و اثربخشي اول را تقريبا خنثي مي کنند.
بهترين توضيحي که در حال حاضر براي اين پارادوکس وجود دارد، شامل 2 قسمت است
اول اين که حتي اگر جهان ما بي نهايت بزرگ باشد، بي نهايت پير نيست. اين نکته از آن جهت اهميت دارد که سرعت نور محدود است و ما هر اتفاق را تنها بعد از رسيدن نورش مي توانيم ببينيم.
به عقيده بيشتر ستاره شناسان ، جهان بين 10 تا 15ميليارد سال عمر دارد.
بنابراين بيشترين فاصله اي که ما از آن نور دريافت مي کنيم بين 10 تا 15 ميليارد سال نوري است.
حتي اگر ستاره ها يا کهکشان هايي در فاصله دورتر از اين وجود داشته باشد، چيز از آنها به چشم ما نمي رسد.
بخش دوم جواب ، به اين واقعيت برمي گردد که کهکشان ها، عمر لايتناهي ندارند.
ستاره ها سرانجام تاريک مي شوند و اين اثر در کهشکشان هاي نزديک به خاطر فاصله نوري کوتاه تر زودتر قابل مشاهده است.
برهم نهي اين دو عامل باعث مي شود که ما هيچ وقت نتوانيم نور ستاره هاي دور و نزديک را همزمان در همه جهات ببينيم.
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 19:8 توسط فريدون
|
فرق تفکر يه ریاضیدان با فیزیکدان و زیست شناس در چيست؟
الان معلوم ميشه؟
یه ریاضیدان ويه فیزیکدان ویه زیست شناس توی یه قطارمسافرت می کردن.درمزرعه ای کنار ریل قطار یک گوسپند مشاهده شد.زیست شناس فریاد زد"همه گوسپندان اسکاتلندی سیاه هستند"
فیزیکدان اعتراض کرد"بگویید دراسکاتلند گوسپندان سیاهی وجوددارد"
ریاضیدان سرفه ای کرد(وبا نگاه عاقل اندرسفیه)وگفت"وجودداردمزرعه ای دراسکاتلند که درآن یافت میشود گوسپندی که حداقل یکطرف آن سیاه است" 
راستی اسکاتلندی ها به چه چیزهایی میخندن!! مگه نه؟
از وبلاگ .onlymath.blogfa به خاطر استفاده از اطلاعاتش تشكر ميكنم.
به يادتون هستيم به يادمون باشيد.(لطفا نظر بدهيد)
+
نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 12:25 توسط فريدون
|
در اين تحقيق برخي كاربردهاي مستقيم رياضي در شبيه سازي پديده هاي فيزيكي، در دو بخش سيالات و جامدات مورد بررسي قرار گرفته است. ابتدا در بخش سيالات، در دو مختصات حقيقي و مختلط به طور جداگانه، جريان حول برخي اجسام مختلف با استفاده از روابط رياضي مورد بررسي قرار گرفته است به اين صورت كه شكل اجسام و جريان گذرنده از روي آنها با استفاده از روابط رياضي حاكم بر آن پديده شبيه سازي شده، به طوري كه خواص جريان (سرعت، فشار و ...) در هر نقطه (اطراف جسم)، با دقت بسيار بالايي قابل محاسبه مي باشد. و در ادامه همين بخش روش ترسيمي حل معادلات در راستاي ايجاد جسم وشكل خطوط جريان، تشريح شده است.
در بخش جامدات، حركات اجسام شناور در آب با استفاده از روابط رياضي مورد بررسي قرار گرفته است، البته شبيه سازي به كمك جرم، فنر و دمپر و روابط رياضي حاكم بر انها، انجام شده است. در اين خصوص نرم افزاري تهيه شده كه با استفاده از شبيه سازي مذكور و معادلات رياضي حاكم، پارامترهاي هيدروديناميك و نيزطيف قدرت موج حاصل ازحركات جسم شناور و آب، محاسبه مي شود.
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 12:7 توسط فريدون
|
آموزش رياضيات، تنها براى افزايش توان فکرى يا تحليلى بشريت و کاربرد در زندگى يا ساير علوم مرتبط نيست. رياضيات به علت داشتن تاريخ طولانى، انبوهى از دانسته ها را پديد آورده است، که بخش مهمى از علم و دانش بشرى را تشکيل مىدهد. بنابراين اگر آموزش را به عنوان ابزار حفظ، انتقال و بالا رفتن سطح فرهنگ جامعه و مخاطبان تعريف کنيم. يکى از وظايف معلمهاى رياضى اين است که دستاوردهاى عظيم تاريخ رياضيات را از طريق مدارس و کلاس هاى درس به نسل آينده انتقال دهند.
در کلاسهاى درس رياضيات کنونى، اغلب معلمان رياضى همواره مىکوشند، تا ابتدا دانشآموزان درک درستى از مفاهيم رياضى داشته باشند، سپس تکنيک ها و روشهاى حل مسأله را ارائه مىدهند و در مرحله آخر، کاربردهايى از درس مورد نظر را براى دانشآموزان بيان مىکنند و در ارائه اين مطالب از روشهاى مختلف آموزش استفاده مىکنند. اما معلم رياضى با دانستن تاريخ رياضيات براساس فعاليت دانشآموز، مىتواند طورى تدريس کند که دانشآموز در فرايند حل مسأله يا اثبات يک قضيه قرار گرفته و تنها به راه حل اکتفا نکند. با اين روش کارى مى کنيم که دانشآموز، مراحل مختلف حل مسأله را خودش انجام دهد. اين کار باعث مىشود که دانشآموز تا اندازه اى در جريان حل مسأله و تاريخچه کشف يک قضيه قرار گيرد و به جاى تکرار لفظى قضايا، علم را پيش خود بازآفرينى کند، تا اين که به نتيجه مطلوب برسد. بايد توجه داشته باشيم که تاريخ رياضى فقط نقل روايت هاى زندگى علمى دانشمندان نيست.
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 22:32 توسط فريدون
|
زمينه با پيدايش آهنربا ، پس از گذشت زمان كوتاهي پي بردند كه كرة زمين نيز خاصيت آهنربايي دارد ؛ تا آنجا كه نام قطب هاي آهن ربا را را بر اساس نام قطب هاي زمين نام گذاري كردند .به دنبال آن ، براي اولين در سال 1600 ميلادي ، توسط « گيلبرت » زمين به عنوان يك آهنرباي بزرگ معرفي شد . براي دليل وجود خاصيت مغناطيسي در كرة زمين ، نظريه هاي متفاوتي از آغاز شناخت آن تا كنون ، ارائه شده است و حتي بعضي مي گفتند ، خاصيت مغناطيسي كرة زمين ، تحت تأثير كره هاي ديگر است . اما آخرين نظريه ، اين خاصيت را به مواد مذاب داخل كرة زمين مربوط مي داند .
خاصيت مغناطيسي كرة زمين
يكي از ويژگي هاي مهم كرة زمين ، وجود خاصيت آهنربايي در آن است و مانند اين است كه درون كرة زمين ، آهنرباي بسيار بزرگي قرار داده شده است و تا كنون ، نظريه هاي گو ناگوني براي علت آن ارائه شده است . آخرين نظريه اين است كه درون كرة زمين ، مواد مذاب در حال حركت وجود دارد و بيشتر اين مواد ، از جنس آهن و نيكل هستند . هنگامي كه اين مواد حركت مي كنند ، در اطراف جريان هاي الكتريكي ضعيفي به وجود مي آورند كه در مجموع ، باعث مي شود كرة زمين ، خاصيت آهنربايي پيدا كند و در اطراف كرة زمين ، ميدان مغناطيسي به وجود مي آيد . ما روي آهنرباي بزرگي به نام «زمين » زندگي مي كنيم .
چندين سيارة ديگر از سياره هاي منظومه شمسي نيز ، ميدان مغناطيسي دارند كه از جمله آنها مي توان از عطارد و مشتري نام برد . اين خاصيت در خورشيد و بسياري ستاره هاي ديگر نيز ديده مي شود . خاصيت مغناطيسي كرة زمين ، نقش بسيار مهمي در جهت يابي كشتي ها و هواپيماها دارد . شمال و جنوب مغناطيسي زمين ثابت نيست و در فاصله هاي زماني ، به ميزان قابل ملاحظه اي تغيير مي كند .
زاويه انحراف
چنانچه به كمك عقربة مغناطيسي به طرف قطب شمال يا جنوب برويم ، به قطب شمال و جنوب واقعي كرة زمين نمي رسيم . علت اين است كه قطب شمال و جنوب جغرافيايي و مغناطيسي كرة زمين ، با هم يكي نيست ؛ يعني اينكه قطب شمال مغناطيسي زمين ، درست روي قطب شمال جغرافيايي زمين قرار ندارد و اگر دو قطب جغرافيايي و مغناطيسي زمين را توسط خطي فرضي به به نام « محور » به هم وصل كنيم ، بين دو محور مغناطيسي و محور جغرافيايي زمين ، زاويه اي ساخته مي شود كه به آن ، زاوية انحراف گويند . اين زاويه ، به مرور زمان ، جزئي تغيير مي كند و ثابت نمي ماند ، و اندازة آن در نقاط مختلف زمين متفاوت است . زاوية انحراف در جهت يابي هواپيماها و كشتي ها بسيار مهم است . هم اكنون قطب شمال مغناطيسي كرة زمين ، در شمال كانادا قرار دارد .
زاويه ميل
مطالعة مغناطيسي زمين ، نشان مي دهد كه خط هاي ميدان مغناطيسي زمين افقي نيست و با سطح زمين زاويه اي مي سازد همچنين مي دانيم خاصيت مغناطيسي يك آهنربا در نقاط مختلف آن متفاوت است و در دو قطب آن ، اين خاصيت بيشتر است . به همين ترتيب ، خاصيت آهنربايي كرة زمين در دو قطب بيشتر است . پس اگر يك عقربة مغناطيسي آزاد باشد تا بتواند در راستاي عمودي نيز حركت كند ، نوك اين عقربه نزديك قطب ها به زمين متمايل مي شود و در خط استواي مغناطيسي عقربه ، افقي قرار مي گيرد و در قطب ها ، به عنوان مثال قطب شمال ، نوك عقربه N آن ، عمود بر سطح افقي خواهد شد . پس محور مغناطيسي عقربه هاي مغناطيسي در مكان هاي مختلف استوا تا قطب ، نسبت به سطح افق تغيير كرده و زاويه اي با افق مي سازد ؛ اين زاويه را زاوية ميل گويند . پس زاويه ميل ، زاويه اي است كه محور مغناطيسي عقربه با سطح افق مي سازد همچنين اين زاويه ، در جهت يابي هواپيماها و كشتي ها نقش بسيار مهمي دارد ؛ در جغرافيا به اين زاويه ، عرض جغرافيايي گويند .
كشف معدن هاي آهني زمين
مطالعة ميدان مغناطيسي زمين براي هدف هاي علمي و عملي ، از اهميت به سزايي برخوردار است . وجود ميدان مغناطيس زمين ، انجام پاره اي از بررسي هاي مهم ديگر را ميسر كرده است ؛ از آن جمله ، مي توان از روش هاي اكتشاف و مطالعة ذخاير زمين نام برد . تحليل دقيق ميدان مغناطيسي زمين ، وسيلة توانمندي براي بررسي ذخاير معدني زمين است . در حال حاضر ، جست و جوي مغناطيس سنجي ، روش ژئوفيزيكي مهم و گسترده اي است كه براي اكتشاف و ذخاير معدني به كار مي رود .
در زمين ، نواحي اي وجود دارد كه در آن جا كميت هاي مغناطيسي به طور ناگهاني تغيير مي كنند و مقاديري به خود مي گيرند كه با مقادير مربوط به محل هاي مجاور ، تفاوت زيادي دارند تفاوت زياد كميت هاي مغناطيسي در اين ناحيه ها ، ناشي از فشار تودة بزرگي از سنگ آهن هاي مغناطيسي در زير سطح زمين است ؛ به همين دليل ، مطالعة ناهنجاري هاي مغناطيسي ، دانسته هاي باارزشي در مورد وجود و محل مخزن هاي سنگ هاي مغناطيسي ارائه مي دهد .
مين هاي دريايي
مواد مغناطيسي مانند آهن كه در ميدان مغناطيسي كرة زمين قرار گرفته باشند . به مرور زمان ، خاصيت مغناطيسي پيدا مي كنند ؛ مثلاً يك كشتي كه در آن آهن نيز به كار رفته است ، به مرور زمان آهنربا مي شود . از اين خاصيت براي به دام انداختن آن استفاده مي شود . عملكرد يك مين دريايي ، به گونه اي است كه خاصيت آهنربايي كشتي بر آن اثر گذاشته و فرمان انفجار صادر مي شود . در يك مين دريايي ، عقربه اي مغناطيسي قرار داده اند كه هنگام عبور كشتي از بالاي آن ، عقربه تحت تأثير قرار گرفته و مين از سطح زيرين دريا ، به سطح دريا مي رسد و سپس منفجر مي شود . براي خنثي كردن اين مين ها دو روش وجود دارد .
الف ـ مغناطيس نيرومندي را با كابل هاي سيمي از زير هواپيما آويزان كرده و آن را نزديك سطح آب ، حركت مي دهند . آهنرباي قوي روي مين ها اثر گذاشته و آنها را خنثي مي كند . گاهي كابل سيمي دايره شكل را به طور شناور روي سطح آب قرار مي دهند و جرياني را از آن مي گذرانند ، كه بر اثر اين ميدان مغناطيسي يا جريان جريان ساز و كار ، مين ها عمل كرده ، بدون هيچ خسارتي منفجر مي شوند .
ب ـ حلقه هايي از سيم عايق شده را به كشتي وصل كنند و جرياني را از آنها مي گذرانند ؛ به طوري كه ميدان مغناطيسي اين جريان مساوي و در خلاف ميدان مغناطيسي كشتي كشتي ( كه يك مغناطيس دائمي است ) باشد . وقتي اين ميدان ها با هم تركيب شوند ، يكديگر را خنثي مي كنند و كشتي بدون اين كه ساز و كار مين را به كار اندازند ، از روي آن مي گذرد .
باستان شناسي مغناطيسي
ميدان مغناطيسي زمين ، منظم و پايدار نيست ؛ بلكه با گذشت سال ها در يك محل معين ، مقدار متوسط زاوية انحراف و ميل تغيير مي كند . اين انحراف محور مغناطيسي و در نتيجه ، تغييرات زاويه انحراف و زاويه ميل در يك محل نسبت به زمان ، شاخة جديدي را در « باستان شناسي » به نام «باستانو مغناطيسي» ايجاد كرده است كه توسط آن ، عمر كوره ها ، اجاق ها و آتشكده هاي قديمي تعيين مي شود . اساس كار ، مبتني بر اين است كه بيشتر خاك رسهايي كه اين اجسام از آنها ساخته شده اند ، حاوي مقدار كمي مواد مغناطيسي اند . سمتگيري اين مواد مغناطيسي ، با گرم شدن در موقع استفادة عادي تثبيت شده است . با مقايسة جهت فعلي ميدان مغناطيسي زمين با جهت ميدان مغناطيسي اين مواد ، مي توان قدمت باستاني تقريبي آن ها را تعيين كرد .
در مقياس طولاني تر زمان ( دوران زمين شناسي ) ، شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد محور مغناطيسي زمين در مدت چهار ميليون سال گذشته ، نه بار كاملاً تغيير جهت داده است . اين شواهد ، مبتني بر اندازه گيري هاي خاصيت مغناطيسي ( ضعيف ) تثبيت شده در تخته سنگ هاي با عمر زمين شناسي معين هستند .
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 22:23 توسط فريدون
|
تاريخچه عدد صفر
يکی از معمول ترين سئوالهائی که مطرح می شود اين است که: چه کسی صفر را کشف کرد؟ البته برای جواب دادن به اين سئوال بدنبال اين نيستيم که بگوئيم شخص خاصی صفر را ابداع و ديگران از آن زمان به بعد از آن استفاده می کردند.
اولين نکته شايان ذکر در مورد عدد صفر اين است که اين عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسيار مهم تلقی می شود يکی از کاربردهای عدد صفر اين است که به عنوان نشانه ای برای جای خالی در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) بکار می رود. بنابراين در عددی مانند ۲۱۰۶ عدد صفر استفاده شده تا جايگاه اعداد در جدول مشخص شود که بطور قطع اين عدد با عدد ۲۱۶ کاملاً متفاوت است. دومين کاربرد صفر اين است که خودش به عنوان عدد بکار می رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده می کنيم.
هيچکدام از اين کاربردها تاريخچه پيدايش واضحی ندارند. در دوره اوليه تاريخ کاربرد اعداد بيشتر بطور واقعی بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم انتزاعی دارند. بطور مثال مردم دوران باستان اعداد را برای شمارش تعداد اسبان، … بکار می برند و در اينگونه مسائل هيچگاه به مسئله ای برخورد نمی کردند که جواب آن صفر يا اعداد منفی باشد.
بابليها تا مدتها در جدول ارزش مکانی هيچ نمادی را برای جای خالی در جدول بکار نمی بردند. می توان گفت از اولين نمادی که آنها برای نشان دادن جای خالی استفاده کردن گيومه (”) بود. مثلاً عدد۶″۲۱ نمايش دهنده ۲۱۰۶ بود. البته بايد در نظر داشت که از علائم ديگری نيز برای نشان دادن جای خالی استفاده می شد وليکن هيچگاه اين علائم به عنوان آخرين رقم آورده نمی شدندبلکه هميشه بين دو عدد قرار می گيرند بطور مثال عدد “۲۱۶ را با اين نحوه علامت گذاری نداريم. به اين ترتيب به اين مطلب پی می بريم که کاربرد اوليه عدد صفر برای نشان دادن جای خالی اصلاً به عنوان يک عدد نبوده است.
البته يونانيان هم خود را از اولين کسانی می دانند کهدرجای خالی ,صفر استفاده می کردند اما يونانيان دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) مثل بابليان نداشتند. اساساً دستاوردهای يونانيان در زمينه رياضی بر مبنای هندسه بوده و به عبارت ديگر نيازی نبوده است که رياضی دانان يونانی از اعداد نام ببرند زير آنها اعداد را بعنوان طول خط مورد استفاده قرار می دادند.
البتهبعضى ازرياضی دانان يونانی ثبت اطلاعات نجومی را بر عهده داشتند. در اين قسمت به اولين کاربرد علامتی اشاره می کنيم که امروزه آن را به اين دليل که ستاره شناسان يونانی برای اولين بار علامت ۰ را برای آن اتخاذ کردند، عدد صفر می ناميم. تعداد معدودی از ستاره شناسان اين علامت را بکار بردند و قبل از اينکه سرانجام عدد صفر جای خود را بدست آورد، ديگر مورد استفاده قرار نگرفت و سپس در رياضيات هند ظاهر شد.
هنديان کسانی بودند که پيشرفت چشمگيری در اعداد و جدول ارزش مکانی اعداد ايجاد کردند هنديان نيز از صفر برای نشان دادن جای خالی در جدول استفاده می کردند.
اکنون اولين حضور صفر را به عنوان يک عدد مورد بررسی قرار می دهيم اولين نکته ای که می توان به آن اشاره کرد اين است که صفر به هيچ وجه نشان دهنده يک عدد بطور معمول نمی باشد. از زمانهای پيش اعداد به مجموعه ای از اشياء نسبت داده می شدند و در حقيقت با گذشت زمان مفهوم صفر و اعداد منفی که از ويژگيهای مجموعه اشياء نتيجه نمی شدند، ممکن شد. هنگاميکه فردی تلاش می کند تا صفر و اعداد منفی را بعنوان عدد در نظر بگيريد با اين مشکل مواجه می شود که اين عدد چگونه در عمليات محاسباتی جمع، تفريق، ضرب و تقسيم عمل می کند. رياضی دانان هندی سعی بر آن داشتند تا به اين سئوالها پاسخ دهندو در اين زمينه نيز تا حدودى موفق بوده اند .
اين نکته نيز قابل ذکر است که تمدن ماياها که در آمريکای مرکزی زندگی می کردند نيز از دستگاه اعداد استفاده می کردند و برای نشان دادن جای خالی صفر را بکار می برند.
بعدها نظريات رياضی دانان هندی علاوه بر غرب، به رياضی دانان اسلامی و عربی نيز انتقال يافت. فيبوناچی، مهمترين رابط بين دستگاه اعداد هندی و عربی و رياضيات اروپا می باشد.
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 0:43 توسط فريدون
|
بر اساس مطالعات جدید زبان مادری تاثیر مستقیم و تعیین کننده ای بر توانایی بشر در حل مسایل ریاضی دارد.

عکس برداری ها و نمونه برداری هایی که از مغز افراد به عمل آمده نشان می دهد که مثلا چینی زبان ها توانایی بیشتری از انگلیسی زبان ها در تجسم اعداد و عملیات ذهنی در زمان انجام محاسبات ریاضی دارند.
این تحقیقات نشان می دهند زبان مادری بر راه حلی هایی که افراد برای حل مسایل ریاضی انتخاب می کنند تاثیر می گذارد.
این یافته ها می تواند به مدرسین ریاضی کمک کند تا بهترین روش را برای آموزش ریاضیات به دانش آموزان در میان فرهنگ های مختلف شناسایی کنند.
کمپانی های تکنولوژی در آمریکا به تازگی دریافته اند که دانش آموزان کشورشان از دانش آموزان چینی و ژاپنی در مهارت های محاسباتی کندتر عمل می کنند و این مساله به شدت آنها را نگران کرده است.
استفاده از وسایلی نظیر چرتکه در بسیاری از کشورهای آسیایی دانش آموزان را تشویق می کند تا بتوانند اعداد را به راحتی در مغز خود تجسم نمایند و از اینرو محاسبات ریاضی را با سرعت عمل بیشتری انجام دهند.
کارشناسان معتقدند که این مطالعات دلایل و پی آمدهای تفاوت چگونگی انجام محاسبات ریاضی مغز افراد در فرهنگهای مختلف دنیا را شناسایی کرده و دانشمندان را به این فکر انداخته تا به دنبال راهکارهایی برای بکارگیری از قدرت تصویری و تجسمی مغز در آموزش علوم مختلف باشند.
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 0:58 توسط فريدون
|
از عجایب هفت گانه چه میدانید؟
اين هفت بناي باستاني از آن جهت براي مردم بسيار عجيب به نظر مي رسند که انسانهاي قديم آنهارا با کمک ابزارهاي بسيار ابتدايي بنا نهاده اند وکاري ما فوق دانش روزگار خود انجام داده اند.
اهرام مصر
ساختن اهرام در سرزمين مصر به فرمان فرعونها از سه هزار سال قبل ازميلاد مسيح آغاز شد (حدود ۵۰۰۰ سال قبل) وآخرين آنها در سال ۱۸۰۰ قبل ازميلاد به پايان رسيد. هر فرعون براي خود هرمي مي ساخت تا آرامگاه ابدي او باشد (تا به اعتقاد مصريان زماني که روح به بدن پادشاه برميگردد بتواند در بدن اوکه موميايي مي شد جاي بگيرد وفرعون د وباره بتواند زندگي را ازسر بگيرد).به همين علت ، معمولا بدن موميايي شده فرعون را در تابوتي که به شکل صورت او ساخته شده بود قرار مي داد ند ودر کنارش مجموعه اي ازلوازم زند گي - خوراک - پوشاک و حتي کشتي اختصاصي اش را دفن مي کردند. هر هرم طي دهها سال و توسط صد ها هزار برده ساخته مي شد. قديمي ترين هرم مصر در ناحيه ساکارا قرار دارد وبزرگترين و کامل تر ين هرم که جزو عجايب هفتگانه به شمار مي رود هرم خئوپس است که که در نزديکي جيزه است. اين هرم در حد ود ۱۳ جريب زمين مساحت دارد و ارتفاع اصلي آن ۱۴۸ متر بوده که به مرور زمان به ۱۳۸ متر کاهش پيد ا کرده است.
باغهاي معلق بابل
گفنه مي شود که اين باغها توسط بخت النصر ساخته شد. وي بعد از ويران کردن معبد سليمان در محل بيت المقدس کنوني در سال ۶۰۰ قبل از ميلاد، اين باغهاي معاق را براي ملکه خو د که د ختر هوخشتر پادشاه قدرتمند ماد بود بنا کر د. اين باغ 5 طبقه داشت و هر طبقه با ۱۵ متر فاصله بر روي طبقه زيرين ساخته شده بود . در هر طبقه گلها وگياهان فراواني را کاشته بودند وشايد از آن جايي که شاخ وبرگ درختان به سمت طبقه هاي زيرين آويزان مي شده آن را باغهاي معلق گفته اند .(البته بايد اضافه کرد کشور بابل در منطقه عراق کنوني واقع بود. )
مجسمه زئوس
مجسمه زئوس در سال ۴۳۵ قبل از ميلا د در شهر المپيا ساخته شد.( شهري که بازيهاي المپيک از آنجا آغاز شد) اين مجسمه که شاهکاري از هنر و دانش بشري بود به نشانه احترام وپرستش زئوس که به اعتقاد يونانيان خداي خدايان بود بر پا شده بود. جنس مجسمه از سنگ مرمر خالص بود وبراي تزئئن بخش هاي گوناگون آن از طلا وعاج استفاده کرده بودند . بلنداي اين مجسمه به ۱۳ متر مي رسيد.
اين شاهکار هنري بر اثر جنگهاي گوناگون به کلي از بين رفت.
معبد ديانا
اين معبد در سال ۵۵۰ قبل از ميلا د مسيح در ناحيه افه سوس در ترکيه کنوني ساخته شد. ساخت اين معبد آنقد ر مهم بود که مردم شهرهاي گوناگون با فرستادن هدايايي در ساخت آ ن شرکت کرد ند و پس از تکميل، از تمامي نقاط براي زيارت آن مي آمد ند. طول و عرض معبد ۱۳۰ در ۶۹ متر بود و ۲۷ ستون از مرمر خالص سقف آن را نگه مي داشت که هر کدام از اين ستون ها حدود ۱۹ متر ارتفاع داشتند؛ ولي در سال ۳۶۵ بعد از ميلاد اروس توستن فقط به خاطر کسب شهرت وقد رت اين بنا را به آتش کشيد؛ اما بعد مدتي آنرا تعمير کردند و تالار جديدي براي آن ساختند .
سرانجام اين معبد به فرمان نرون به کلي ويران شد.
مجسمه آپولو
گفته مي شود که مجسمه آپولوکه يکي از خدايان يونان قديم بوده است درنزد يکي آسياي صغير و در مدخل خليج رودس برپا شده بود اين مجسمه از جنس برنز و به ارتفاع ۳۰ متر ساخته شده بود. نصب اين مجسمه بر روي زمين از شاهکارهاي معماري محسوب مي شده و مخصوصا حالت ايستاده آپولو در حالي که پاهاي خودرا باز کرده ، بسيار جالب بوده است.
اما مجسمه در سال ۲۲۴ قبل از ميلاد مسيح بر اثر يک زلزله شديد سرنگون شد و تا سالياني دراز به همان ترتيب بر روي زمين باقي ماند. پس از مدتي مردم براي استفاده از فلز برنز بدن مجسمه تکه هاي آن را جدا کردند تا آنکه بالاخره چيزي از آن باقي نماند.
آرامگاه ماسولوس
در سال ۳۵۲ قبل از ميلاد هنگاميکه ماسولوس پادشاه کاريس در ترکيه کنوني درگذ شت ، آرامگاه باشکوهي از مرمر خالص براي اودر شهر هاليکارناس بنا کرد ند. اين ساختمان چهار گوش ، داراي محيطي به ميزان ۱۴۰ و ارتفاعي بيش از 40 متر بود؛ سقفي هرمي داشت و بر روي تعدادي ستون استوار شده بود . بر بالاي آن مجسمه کالسکه پيروزي با چهار اسب که شاه وملکه بر آن سوار بودند ديده مي شد.
اين اثر بارها توسط اعراب و بربر ها مورد حمله قرار گرفت تا اينکه به سبب زلزله شديدي از بين رفت اما در قرن نوزده ميلادي بخشهايي ازآن کشف گرديد که هم اکنون در موزه بريتانيا نگهداري مي شود.
فانوس درياي اسکندريه
شايد قابل استفاده ترين اين بناهاي هفتگانه چراغ دريايي بود که در بندر اسکندريه مصر برپا شده بود اين بنا ۲۰۰سال پيش از ميلاد مسيح توسط يکي از فراعنه وبراي تقديم به يکي از خدايان ساخته شده بود. اين ساختمان که بر بالاي آن ، کوهي از آتش برپا مي شد وظيفه راهنمايي کشتي ها را داشت و در حقيقت اولين چراغ دريايي جهان بوده است. اين فانوس دريايي تا ۶۰۰ سال به خوبي انجام وظيفه کرد تا آنکه سر انجام بر اثر زلزله اي کاملا از بين رفت.
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 0:43 توسط فريدون
|
فيزيك و زندگي
فيزيك از واژه يوناني physikos به معني « طبيعي» و physis به معني « طبيعت» گرفته شده است. پس فيزيك علم طبيعت است به عبارتي در عرصه علم پديده هاي طبيعي را بررسي مي كند.
علم فيزيك
علم فيزيك رفتار و اثر متقابل ماده و نيرو را مطالعه مي كند.مفاهيم بنيادي پديده هاي طبيعي تحت عنوان قوانين فيزيك مطرح مي شوند.اين قوانين به توسط علوم رياضي فرمول بندي مي شوند به طوريكه قوانين فيزيك و روابط رياضي با هم در توافق بوده و مكمل هم هستند.و دو تايي قادرند كليه پديده هاي فيزيكي را توصيف نمايند.
تاريخچه علم فيزيك
- از روزگاران باستان مردم سعي مي كردند رفتار ماده را بفهمند. و بدانند كه:چرا مواد مختلف خواص متفاوت دارند؟ چرا برخي مواد سنگينترند؟ و... همچنين جهان ، تشكيل زمين و رفتار اجرام آسماني مانند ماه و خورشيد براي همه معما بود.
- قبل از ارسطو تحقيقاتي كه مربوط به فيزيك مي شد ، بيشتر در زمينه نجوم صورت مي گرفت. علت آن در اين بود كه لااقل بعضي از مسائل نجوم معين و محدود بود و به آساني امكان داشت كه آنها را از مسائل فيزيك جدا كنند. در برابر سوالاتي كه پيش مي آمد گاه خرافاتي درست مي كردند، گاه تئوريهايي پيشنهاد مي شد كه بيشتر آنها نادرست بود.
اين تئوريها اغلب برگرفته ازعبارتهاي فلسفي بودند و هرگز بوسيله تجربه و آزمايش تحقيق نمي شدند. و بعضي مواقع نيز جوابهايي داده مي شد كه لااقل بصورت اجمالي و با تقريب كافي بنظر مي رسيد.
- جهان به دو قسمت تقسيم مي شد: جهان تحت فلك قمر و مابقي جهان.مسائل فيزيكي اغلب مربوط به جهان زير ماه بود و مسائل نجومي مربوط به ماه و آن طرف ماه نيز« فيزيك ارسطو» يا بطور صحيحتر« فيزيك مشائي» بود كه در چند كتاب مانند« فيزيك»،« آسمان»،« آثار جوي»،« مكانيك»،« كون و فساد» و حتي« مابعدالطبيعه» ديده مي شد.
- تا اينكه در قرن 17 ، گاليله براي اولين باربه منظور قانوني كردن تئوريهاي فيزيك ، از آزمايش استفاده كرد. او تئوريها را فرمولبندي كرد و چندين نتيجه از ديناميك و اينرسي را با موفقيت آزمايش كرد. پس از گاليله ، اسحاق نيوتن ، قوانين معروف خود «قوانين حركت نيوتن) را ارائه كرد كه به خوبي با تجربه سازگار بودند.
- بدين ترتيب فيزيك جايگاه علمي و عملي خود را يافت و روزبه روز پيشرفت كرد، مباحث آن گسترده تر شد، تا آنجا كه قوانين آن از ريزترين ابعاد اتمي تا وسيعترين ابعاد نجومي را شامل مي شود. اكنون فيزيك مانند زنجيري محكم با بقيه علوم مرتبط است و هنوز هم به سرعت در حال گسترش و پيشرفت مي باشد.
نقش فيزيك در زندگي
- هر فرد بزرگ يا كوچك، درس خوانده يا بيسواد ، شاغل يا بيكار خواه ناخواه با فيزيك زندگي مي كند. عمل ديدن و شنيدن ، عكس العمل در برابراتفاقات ، حفظ تعادل در راه رفتن و... نمونه هايي از امور عادي ولي در عين حال وابسته به فيزيك مي باشند.
- پديده هاي جالب طبيعي نظير رنگين كمان ، سراب ، رعد و برق ، گرفتگي ماه و خورشيد و... همه با فيزيك توجيه مي شوند.
- برنامه هاي راديو ، تلويزيون ، ماهواره ، اينترنت ، تلفن و... با كمك فيزيك مخابره مي شوند.
- با اين نمونه هاي ساده ، مي توان تصور كرد كه اگر فيزيك نبود و اگر روزي قوانين فيزيك بر جهان حاكم نباشند، زندگي و ارتباطات مردم شديدا دچار مشكل مي شود.
فيزيك و ساير علوم
- فيزيك، ديناميك و ساختار دروني اتم ها را توصيف مي كند. و از آنجا كه همه مواد شامل اتم هستند، پس هر علمي كه در ارتباط با ماده باشد، با فيزيك نيز مرتبط خواهد بود. علومي نظير: شيمي ، زيست شناسي ، زمين شناسي ، پزشكي ، دندانپزشكي ، داروسازي ، دامپزشكي ، فيزيولوژي ، راديولوژي ، مهندسي مكانيك ، برق ، الكترونيك ، مهندسي معدن ، معماري ، كشاورزي و ... .
- فيزيك درصنعت ، معدن ، دريانوردي ، هوانوردي و... نيزكاربرد فراوان دارد. اينكه ابزار كار هر شغلي و هر علمي مبتني براستفاده ازقوانين و مواد فيزيكي است، نقش اساسي فيزيك درساير علوم و رشته ها را نمايان مي كند. علاوه برآن استفاده روزافزون از اشعه ليزر در جراحي ها و دندانپزشكي، راديوگرافي با اشعه ايكس در راديولوژي ، جوشكاري صنعتي و... نمونه هايي از كاربردهاي بيشمار فيزيك در علوم ديگرمي باشند.
فيزيك و آينده
با اين روند رو به رشدي كه علم فيزيك در كنار ساير علوم دارد، مي توان اميدوار بود كه در آينده به چراها و چگونگي هاي عالم طبيعت پاسخ داده شود و اين دنياي فيزيك سكوي پرتاب به عالم متا فيزيك باشد.
در آينده شايد فيزيك بتواند ...
- رسيدن به سرعت نور و فراتر از آن را مقدور سازد.
- مثالهاي عجيب نسبيت را عملي كند.
- معماي مثلث برمودا را حل كند.
- واقعيت يوفوها( بشقاب پرنده ها) را مشخص كند.
- به راز وجود يا عدم وجود هوش فرا زميني واقف شود. و...
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 0:41 توسط فريدون
|
ضرورت انرژي هستهاي
كاربرد روز افزون انرژي يكي از مظاهر مهم زندگي جديد است. مقدار انرژي مصرفي در ايلات متحده ، كه يك كشور صنعتي پيشرفته است بين سالهاي 1920 تا 1970 با ضريبي حدود 40 افزايش يافته است. اين بدان معني است كه در طول اين 50 سال ، مقدار مصرف انرژي تقريبا هر 10 سال دو برابر شده است. با آنكه هنوز زغال سنگ و نفت وجود دارد. آشكار شده است كه حتي با كوششهاي بيشتر براي استفاده محتاطانه و صرفه جويانه از انرژي ، بازهم منابع انرژي جديدي لازم است، انرژي حاصل از شكافت هسته (و در دو مدت ، از همجوشي) مي تواند اين نياز را مرتفع سازد.
آيا بحران انرژي حل ميشود؟
نياز براي منابع جديد انرژي در بحران انرژي كه ايالات متحده ، كشورهاي غربي و ژاپن در سالهاي 1974- 1973 با آن مواجه بودند شديدا احساس ميشد. اين كمبود ناشي از آن بود كه كشورهاي توليد كننده نفت در خاورميانه حمل نفت به بعضي از كشورهاي پيشرفته صنعتي را كاهش دادند. اين گونه رويدادها نظرها را بر روشهاي ديگر توليد انرژي متمركز كرد. از مصرف زغال سنگ كه آلودگي بيشتري دارد به انرژي خورشيدي ، و به نقش صنعت توان هستهاي در اقتصاد ما كشانيد.
ارمغان فناوري هستهاي
پيشرفت توان هستهاي در ايالات متحده از آنچه در پايان جنگ جهاني دوم انتظار مي رفت، كندتر بوده است. به دلايل گوناگون ، اداري و فني عمدتا در ارتباط با جنگ سرد با اتحاد شوروي ، كميسيون انرژي اتمي آمريكا ( (AAEC) كه امروزه مركز انرژي Department of Energy ناميده ميشود. تاكيدي بر پژوهش ، درباره سيستمهاي توان الكتريكي هستهاي نداشت تا آنكه در 1953 آيزنهاور به اين امر اقدام كرد. در طي سالهاي 1960 توان الكتريكي هستهاي از لحاظ اقتصادي با هيدروالكتريسيته و الكتريسيته حاصل از زغال سنگ و نفت رقابت آميز شد.
در آغاز سال 1978، 65 راكتور هستهاي با ظرفيتي بيش از 47 ميليون كيلووات كه حدود 9% توليد توان كل الكتريكي ملي است در حال كار بود. با حدود 90 راكتور كه در دست ساختمان بود انتظار ميرفت كه بخش هستهاي محصول الكتريسيته امريكا در 1980 به حدود 17% و در 1985 به حدود 28% برسد. در مابقي جهان ، در آغاز 1978 ، حدود 130 راكتور توان هستهاي با ظرفيتي حدود 50 ميليون كيلووات در حال كار بود ، و انتظار ميرفت در سال 1995 تعداد آنها به حدود 325 راكتور برسد.
قدرت انرژي هستهاي
روشهاي استفاده از انرژي هستهاي كاملا تازه تكامل يافتهاند، اما نخستين نتايج به دست آمده از به كارگيري اين روشها مهماند. بدون ترديد ، تكامل بيشتر روشهاي توليد و كاربرد انرژي هستهاي فرصتهاي بي سابقه جديدي را در پيش روي دانش ، فن و صنعت فراهم خواهد آورد. تجسم ميزان كامل اين فرصتها در مرحله نوين دشوار است.
آزادي انرژي هستهاي قدرت بيكراني را در اختيار انسان گذاشته است مشروط بر اين كه اين انرژي در راه هدفهاي صلح آميز به كار گرفته شود. بايد اين را نيز به خاطر داشت كه طراحي راكتورهاي هستهاي يكي از نتايج بسيار مهم ساختا دروني ماده است. تابش گسيلي از اتمها و هستههاي اتمي نامرئي و نا محسوس به نتيجه عملي كاملا مرئي ، يعني آزاد سازي و استفاده از انرژي هستهاي نهان در اورانيوم ، منتهي شده است. اين نتيجه به يقين اثبات ميكند كه نظرات علمي ما درباره اتمها و هستههاي اتمي درستاند، يعني واقعيت عيني طبيعت را باز تاب ميدهند.
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 0:40 توسط فريدون
|
انفجار هسته اي
تعريف انفجار
انفجار اعم از عادي يا هسته اي عبارتست از رهايي مقدار زيادي انرژي در مدت زماني بسيار كوتاه و در فضاي محدود .
ساختار انفجاري هسته اي
در انفجار هسته اي حرارت و فشار حاصل از اندازه اي است كه جرم بمب و همه مواد موجود در فضاي مزبور را در آن واحد زمان بصورت توده اي از گاز داغ ، ملتهب و فشرده در آورده و تشكيل گوي آتشين كه در حدود چند ميليون درجه حرارت است مي دهد اين گوي آتشين بلافاصله انبساط كرده و به لايه هاي بالاي جو صعود مي كند.انبساط سريع گوي آتشين فشار اطراف خود را بالا برده و موج انفجاري بسيار شديدي و يا موج ضربه فوق العاده اي در زمين يا آب يا در زير زمين ايجاد مي كند كه اثر تخريبي انفجار مربوط به آنها ست .
مشخصات انفجاري هسته اي
- در نزديكي انفجار سرعت موج از يك كيلومتر درثانيه يعني هزارها كيلومتر در ساعت بيشتر است .
- قسمت عمده اي از انرژي انفجار بصورت حرارت و نور آزاد مي شود كه در منطقه وسيعي ايجاد آتش سوزي نموده و حتي در فاصله هاي دورتر سبب سوختگي در پوست بدن موجودات زنده اي كه در معرض آنها قرارگرفته باشند مي گردد .
- مقدار زياري اشعه نامرئي هسته اي به نام تشعشع هسته اي اوليه بوجود مي آيد كه قدرت نفوذي فوق العاده اي داشته و بر حسب شدت تشعشع آنها آثار بيولوژيكي تشعشعات هسته اي وخيم يا كشنده در موجودات زنده بوجود مي آورند .
- مواد حاصل از انفجار هاي هسته اي به شدت راديو اكتيو بوده ومنطقه وسيعي را بطوري الوده مي سازد كه بر حسب نزديكي يا دوري از مركز انفجار تامدتي غير قابل سكونت خواهند بود مانند هيروشيماي ژاپن .
- در انفجارهاي معمولي درجه حرارت در مركز انفجار به حدود 5000 درجه سانتيگراد درمورد انفجارهاي هسته اي به ده ها ميليون درجه مي رسد .
حوزه انفجارهسته اي
قطر كره آتشين از بمب هسته اي يك مگاتني در يك هزارم ثانيه به حدود 150 متر رسيده ودر هر ثانيه به حداكثر اندازه خود كه حدود 2000 متر است مي رسد و پس از يك دقيقه نسبتا سرد شده و روشنايي خود را از دست مي دهد اين زماني است كه انفجار 7 كيلو متر صعود كرده است براي تصور ميزان درخشندگي آن كافيست اشاره كنيم كه :
- از فاصله يكصد كيلومتري از نور خورشيد در وسط روز درخشنده تر است .
- در پاره اي از آزمايش ها كه در طبقات بالاي جو انجام گرفته نور حاصله از فاصله 1000 كيلومتري محسوم بوده است كه تحت بعضي شرايط اين نور مي تواند موجب كوري موقتي يا سوختگي دائمي شبكيه چشم شود .
- در موقع آزمايشات هسته اي در معرض بودن تصادفي اشخاص موجب سوختگي شبكيه چشم درمسافت 10 مايلي در سلاح 20 كيلو تني شده است .
- گوي آتشين همانطور كه به سرعت بزرگ شده و صعود مي كند تغيير شكل داده و پهن تر مي شود ضمناً هوا و خاك و عناصر ديگر را از پايين به داخل خود مي مكد و به همين ترتيب دنباله اي از غبار تشكيل مي شود كه گوي آتشين را به زمين وصل مي كند كره آتشين بتدريج سرد شده و بصورت ابري متلاطم در مي آيد كه ابتدا سرخ رنگ بوده و بعد سفيد مي شود در اين حال با دنباله خود شكل قارچي به خود مي گيرد .
تخريب بعد از انفجار هسته اي
- چنانچه انفجار در سطح زمين يا نزديكي آن اتفاق بيافتد مقدار زيادي خاك و شن و مواد مختلف بخار شده و همراه با گوي آتشين بالا مي روند يك صدم انرژي سلاح مگاتني در تر كش سطحي كافي است كه 4000 تن خاك و شن و سنگ را بخار نمايد اين مواد كه بدين ترتيب به داخل گوي آتشين كشيده شده با مواد راديو اكتيو مخلوط مي شوند و ابر اتمي قارچ شكل انفجارات اتمي را شكل مي دهند ذرات اين باد بتدريج به زمين بازگشته و يا در اثر برف و باران به زمين ريخته خواهد شد اين عمل ريزش اتمي ناميده شده و منبع تشعشعات باقيه خواهند بود .
- در انفجارهاي زير آبي مقدار زيادي آب بخار خواهد شد يك صدم انرژي سلاح يك مگاتني كافيست كه 20000 تن آب را بخار كند .
- انفجار زير زميني اتمي ايجاد تكانهايي مانند زمين لرزه مي نمايد در اثر اين لرزش و جابه جاشدن قسمتي از سطح زمين خرابي بوجود مي آيد اما انرژي يك زلزله قوي با انرژي يك ميليون بمب اتمي برابر است!
تقسيم بندي انرژي انفجار سلاح اتمي
مجموع انرژي حاصله كه به نام قدرت بمب ناميده مي شود به سه اثر اوليه تقسيم مي شود . گرچه تقسيم بندي انرژي تا اندازه اي به نوع سلاح و سوختنش وشرايط انفجار بستگي دارد ولي بطور كلي بصورت زير تقسيم بندي مي شود .
- 50% انرژي به توسط موج انفجاري يا موج ضربه حمل مي شود .
- 35% انرژي را تشعشع حرارتي و امواج نوراني در خود دارند .
- 15% انرژي را تشعشع هسته اي ( 5% تشعشع ابتدايي 10% تشعشع باقيه ) دارد.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 1:57 توسط فريدون
|
هدف ریاضی
«رياضيات علم نظم است و موضوع آن يافتن، توصيف و درك نظمي است كه در وضعيتهاي ظاهرا پيچيده نهفته است و ابزارهاي اصولي اين علم ، مفاهيمي هستند كه ما را قادر ميسازند تا اين نظم را توصيف كنيم»
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 1:30 توسط فريدون
|
مثلثات
1. sin4+cos4=1-2(sin2×cos2)
2. sin6+cos6=1-3(sin2×cos2)
3. 1-2(sin×cos)=(sin-cos)2
4. tg ×cot =1
5. sec=1/cos → sec2=1/cos2=1+tg2
6. csc=1/sin → csc2=1/sin2 =1+cot2
7. sin2+cos2=1 → sin2=1-cos2 → cos2=1-sin2
8. tan+cot=1/(sin×cos)=sec ×csc
9. sin(a ± b)=sin(a)cos(b)±sin(b)cos(a)
10. cos(a+b)=cos(a)cos(b) - sin(a)sin(b)
11. cos(a - b)=cos(a)cos(b)+sin(a)sin(b)
12. cos(a - b)×cos(a +b)=cos2a - sin2b
13. sin(a +b)×sin(a - b)=sin2a - sin2b
14. tan(a+b)=( tan(a) + tan(b) ) / ( 1-tan(a)×tan(b) )
15. tan(a - b)=( tan(a) -tan(b) ) / ( 1+tan(a)×tan(b) )
16. cot(a+b)=( cot(a)×cot(b) - 1)/( cot(a)+cot(b) )
17. cot(a - b)=( cot(a)×cot(b) +1)/( cot(a) - cot(b) )
خوب فعلا واسه شروع بسه اين ۱7نكته كه از فرمول های ابتدايی مثلثات هستش
منتظر نكته هايي از طرف شما هم هستم.
+
نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 1:10 توسط فريدون
|