تبليغاتX
Math

نقش مسلمانان در پشرفت رياضيات

 فکر می کنین فقط غیرمسلمونا برای پیشرفت هرعلمی تلاش کردن؟؟؟ اگه باور ندارین که چقدر مسلمونابرای علوم مختلف ازجمله ریاضیات زحمت کشیدندمطلب زیررو ازدست ندین هاااااااا

مسلمانان، علم رياضي، خاصه جبر و مقابله را به گونه اي پيشرفت دادند كه مي توان گفت آنان موجد اين علم هستند. اگر چه اصول و مبادي علم رياضيات قبل از اسلام در دنيا وجود داشت، ليكن مسلمانان، انقلابي درآن ايجاد كردند. از جمله اينكه قبل از ديگران جبر و مقابله را در هندسه به كار بردند. جبر و مقابله تا جايي مورد توجه آنان بود كه مامون عباسي در قرن سوم هجري (قرن نهم ميلادي) به ابو محمد بن موسي، يكي از رياضيدان هاي دربار خود امر كرد كتاب ساده ي عام الفهمي در جبر و مقابله تاليف كند. محمد بن موسي(فوت در سال 572 يا 592 ه.ق) يكي از سه برادر دانشمندي بود كه به ابن موسي شهرت داشت. در نيمه دوم قرن سوم هجري، ثابت بن قره (212-228 ه.ق) طبيب، رياضيدان و منجم حوزه علمي بغداد خدمات بسياري را در زمينه ترجمه كتاب هاي علمي از زبان هاي سرياني و يوناني به زبان عربي انجام داد. وي دارالترجمه اي تاسيس كرد كه بسياري از دانشمندان آشنا به زبان هاي خارجي در آن كارمي كردند. در اين دارالترجمه بسياري از آثار يونانيان نظير آپولونيوس، اقليدس، ارشميدس، تيودوسيوس، بطلميوس، جالينوس و ايوتوكيوس به وسيله او ويا تحت سرپرستي وي به عربي ترجمه شد.

ابو حفض يا ابوالفتح الدين عمربن ابراهيم نيشابوري مشهور به خيام نيشابوري از برجسته ترين حكما و رياضيدانان جهان در سال 293 ه.ق در نيشابور به دنيا آمد. خيام كمتر مي نوشت و شاگرد مي پذيرفت . وي براي كسب دانش به خراسان و عراق نيز سفر كرد به واسطه تبحر و دانش عظيمي كه در رياضيات و نجوم داشت، از سوي ملكشاه سلجوقي فراخوانده شد، ملكشاه به او احترام مي گذاشت و خيام نزد او قرب و منزلت ويژه اي داشت. او بنا به خواست ملكشاه در ساخت رصد خانه ي ملكشاهي و اصلاح تقويم با ساير دانشمندان همكاري داشت. حاصل كارش در اين زمينه تقويم جلالي است كه هنوز اعتبار و رواج دارد و تقويم او از تقويم گريگوريابي دقيق تر است.

يكي از دانشمندان اسلامي كه تحولي عظيم در علم رياضي پديد آورد ابو عبدالله محمدبن موسي خوارزمي(متوفي 322 ه.ق) است. اين رياضي دان ، منجم، جغرافي دان و مورخ ايراني يكي از منجمان دربار مامون خليفه بود. وي در بيت الحكمه مشغول كار بود. بيت الحكمه مؤسسه ي علمي معروفي بود كه مامون خليفه عباسي (981_218 ه.ق) به تقليد از دار العلم قديم جندي شاپور در بغداد تاسيس كرد. ظاهراً فعاليت عمده اين مركز ترجمه آثار علمي و فلسفي يوناني به عربي بود. عده اي از مترجمان برجسته و نيز كاتبان و صحافان در آنجا كار مي كردند. كتابخانه اي كه بدين طريق فراهم آمد و عنوان خزانه الحكمه داشت از زمان هارون الرشيد و برامكه سابقه داشت.

از مؤسسات وابسته به بيت الحكمه رصد خانه اي در بغداد و رصد خانه اي در دمشق بود كه منجمان و رياضي دانان اسلامي در آن جا به رصد كواكب و فراهم كردن زيج ها (جداولي كه از روي آن به حركت اجرام سماوي پي مي برند) اشتغال داشتند.

درباره اهميت و ارزش آثار خوارزمي چنين آورده اند: خوارزمي درخشان ترين چهره در ميان دانشمنداني بود كه در دربار مامون گرد هم آمده بودند.او كتاب ها و آثاري را در علوم جغرافيا و نجوم تدوين كرد كه سيصد سال بعد به وسيله ي آتل هارت انگليسي به لاتين ترجمه و در اختيار علماي اروپا قرار گرفت . ولي دو اثر او در رياضيات نام او را جاوداني ساخت . يكي حل المسائل علمي، براي زندگي عملي، با عنوان جبر و مقابله بود. مترجمي كه در قرون وسطي اين اثر را برگرداند نيز همان نام عربي را براي آن برگزيد و اولين كلمه عنوان كتاب يعني "الجبر" را براي هميشه در رياضيات به جاي گذاشت . دومين اثر خوارزمي كه نامش را جاودان كرد، همان كتاب آموزشي فن محاسبه بود كه در آن طريقه استفاده از اعداد هندي را مي آموخت. نوشتن اعداد، جمع و تفريق، نصف كردن و دو برابر كردن، ضرب، تقسيم و محاسبات كسري. اين كتابچه نيز به اسپانيا آورده و در اوايل قرن دوازدهم ميلادي به لاتين برگردانده شد. ترجمه آن از عربي به لاتين با اين جمله آغاز مي شود : " چنين گفت الگوريتمي(خوارزمي) ، بگذار خدا را شكر گوييم، سرور و حامي ما

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:21 توسط فريدون |

نقش اروپا در پیشرفت ریاضیات
یکی از ریاضیدانان قرن سیزدهم میلادی در اروپا لئونارد بوناکسی( 1170-1220 م. ) ریاضیدان ایتالیایی است. وی که مدتها در مشرق زمین اقامت کرده بود، آثار برخی از دانشمندان اسلامی را از آنجا به ارمغان آورد. وی برای اولین بار در اروپا علم جبر را در هندسه مورد استفاده قرار داد. در قرن پانزدهم و در قرن شانزدهم دانشمندان ایتالیایی ها در حساب عدد ، جبر و مکانیک ترقیات شایان کردند.
در اواخر قرن شانزدهم در فرانسه دانشمندی به نام فرانسوااویت ( 1540-1603م.) به پیشرفت علوم ریاضی خدمات ارزنده ای نمود.مثلثات جدید نیز حاصل زحمات اوست. او نخستین ریاضیدانی بود که برای حل مسئله ترسیم دایره ای مماس بر سه دایره دیگر راه حل هندسی بدست آورد و ریشه های معادله درجه چهارم را ساخت.
ریاضیـدانان کشـور هلنـد نیز در پیشـرفت و رشد دانش ریاضی بسیـار مؤثر بودند.آدرین رومن و سپس آدرین متیوس مقدار تقریبی عدد پی را محاسبه کردند و یکی دیگر از هموطنان آنان به نام وان سولن تا 35 رقم اعشاری آن را بدست آورد.
کشف لگاریتم یکی از پیشرفتهای بسیار مهم در تاریخ علم ریاضیات است. کاشف آن جان نپر یا ناپیه ( 1556-1317 م. ) ریاضیدان معروف اسکاتلندی است. یکی از آثار او کتاب معروف لگاریتمی است که در سال 1614 م. تألیف کرد.
نپر نخستین دانشمندی بود که محاسبه اعشار را جانشین محاسبات کسری معمولی نمود.عصای نپر ،اسبابی بوده که برای تسهیل اعمال ریاضی که عمل ضرب را جانشین جمع و عمل تقسیم را جانشین تفریق ساخته است. نظیر خط کش محاسبه که امروزه مورد استفاده مهندسین است.
یکی دیگر از نوابغ علم ریاضی در قرن هفدهم بلز پاسکال( 1623-1662 م. ) است که در پیشرفت حساب دیفرانسیل بسیار مؤثر بود،وی در 18 سالگی ماشین محاسبه را اختراع کرد.
باید به کوششهای کپرنیک، کپلر،تیکوبراهه و گالیله و نقش آنان در رشد علم ریاضی نیز اشاره ای کنیم.قرن هفدهم میلادی شاهد ریاضیدانان بزرگی نظیر رنه دکارت ( 1596-1650م. ) فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی بود.پیردوفرما ( 1601-1665م. ) ریاضیدان فرانسوی نیز در تحول علم ریاضی در قرن هفدهم بسیار مؤثر بود. وی ظاهراً پیش از دکارت اصول هندسه تحلیلی را اختراع کرد.
وی را مؤسس نظریه مدرن اعداد ( حساب عالی ) و نظریه احتمالات می دانند.در سال 1781 در کشور فرانسه سیمون دنیس پواسون (1781-1840م.) تولد یافت که از ریاضیدانان بزرگ قرن هیجدهم است.
او در سال 1801 آنچنان در ریاضی پیشرفت کرد که به عنوان استاد تجزیه و تحلیل ریاضیات در دانشگاه پاریس برگزیده شد.وی مقالاتی مربوط به مکانیک (1811م. )، یادداشتهایی راجع به تئوری امواج (1826م. )، تئوری ریاضیات در رابطه با حرارت (1835م. ) و تئوری محاسبه احتمالات ( 1838م.) را منتشر ساخت.
لوئی پوانو(1777-1859م.) نیز از ریاضیدانان برجسته قرن نوزدهم است.در نیمـة قـرن نوزدهـم کشـف جورج گرین (1793-1841م. ) ریاضیــدان انگلیسی و شارل فردریک کائوس یا گاوس (1777-1855م.) ریاضیدان آلمانی توجة بسیاری از دانشمندان را جلب کرد.
یکی دیگر از ریاضیدانان بزرگ در قرن نوزدهم اوگوستن لوئی کوشی(1789-1857م.) فرانسوی است که در همه رشته های ریاضیات محض و کاربردی اکتشافاتی داشت، ولی خدمت بزرگ وی آن بود که آنالیز ریاضی را بر مبانی محکم استوار ساخت.کوشی ریاضیات – مخصوصاً آنالیز- را نسبت به قرن هیجدهم سخت دگرگون ساخت.
ویلیام راون هامیلتون (1805-1865م. ) ایرلندی بدون تردید یکی از نوابغ قرن نوزدهم بود.نبوغ و استعداد شگفت او از دوران کودکی اش معلوم شد. او حتی در 5 سالگی متون لاتینی و یونانی و عبری را می خواند و ایتالیایی و فرانسوی را در 8 سالگی و عربی و سانسکریت را در 10 سالگی آموخت و در 14 سالگی برای سفیر ایران خطابه خوشامدی به زبان فارسی تهیه کرد.
این استعداد بی مانند به زودی متوجة علوم گردید، بطوری که در 17 سالگی تمام حساب انتگرال را به خوبی می دانست و خسوف و کسوف را به خوبی پیش بینی می کرد و در 22 سالگی استاد نجوم گردید.
تاریخ ریاضیات گذشته از وقایع شیرین ، وقایع مصیبت بار را نیز ثبت کرده است. داستان گم شدن کشف بزرگ نیل هنریک آبل (1802-1829م.) ریاضیدان جوان و نابغه نروژی یکی از آنهاست. آپل که از نبوغی شگفت انگیز برخوردار بود در 22 سالگی ثابت نمود که صرف نظر از معادلات درجه اول تا درجه چهارم، هیچ دستور جبری که بتواند معادله درجه پنجم را به نتیجه برساند وجود ندارد .
آبل مقاله ای درباره خاصیت عمومی طبقه بسیار وسیعی از توابع غیر جبری انتشار داد.
آبل در این مقاله با ذکر کامل تمام فرمولها که پس از رنج بسیار فراهم کرده بود انتگرالهای بیضوی معروف به انتگرالهای لژاندر را مورد مطالعه قرار داده و مطالب جدیدی را کشف کرده بود که به راستی ارزش بسیار داشت. آبل کشف ذیقیمت خود را به کوشی سپرد، اما کوشی آن را گم کرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:18 توسط فريدون |

 آلبرت اینشتین (۱۴ مارس ۱۸۷۹، آلمان - ۱۸ آوریل ۱۹۵۵، آمریکا) فیزیکدان مشهوری است که بسیاری او را بزرگ‌ترین دانشمند سده بیستم می‌دانند. او مولف نظریه‌های نسبیت عام و نسبیت خاص است و کمک‌های مهمی به مکانیک کوانتوم، مکانیک استاتیک و کیهان‌شناسی کرده است. او جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۲۱ به خاطر شرح اثرهای فوتوالکتریک و خدماتش به فیزیک نظری دریافت کرد.Smiley

پس از خورشیدگرفتگی سال ۱۹۱۹، گروه اعزامی تایید کردند که پرتوهای نورانی ستاره‌ها توسط جاذبه‌ی‌ خورشید منحرف می‌شوند، درست همانطور که او در نظریه نسبیت پیش‌بینی کرده بود. بدین ترتیب اینشتین شهرت جهانی به دست می‌آورد. در سال‌های بعد شهرت او از هر دانشمند دیگری در تاریخ فراتر رفت. امروزه در فرهنگ عمومی، نام اینشتین مترادف هوش زیاد و فرد نابغه شده است.
خصوصیات شخصی

ویژگی‌های او

وی از کودکی تلاش داشت تا برای عدّه بیشتری از همنوعان خود و به‌ویژه کسانیکه در حول و حوش او می‌زیسته‌اند سودمند باشد. ویژگی دوّم او ذوق هنریش بود که اینشتین را وامیداشت که نه تنها اندیشه کلی مومی خود را به نحوی روشن و منطقی مرتّب سازد بلکه روش تنظیم و بهینه سازی آنها به نحوی باشد که چه خود او و چه مستمعان از نظر جهان‌شناسی نیز لذّت می‌برند. هدف اینشتین این بود که فضای مطلق را از فیزیک براندازد، نظریه نسبیت ۱۹۰۵ که در آن اینشتین فقط به حرکت مستقیم الخط متشابه پرداخته بود اینشتین با کمک از اصل تعادل پدیده‌های جدیدی را در مبحث نور پیش بینی کند که قابل مشاهده بوده‌اند و می‌توانست صحت نظریه جدید او را از لحاظ تجربی تأیید کرد. البته هیچ گاه نمی‌شود ویژگی‌ها و اهداف کسی را کاملاً بیان کرد و به گفته آلبرت عقل سلبم عبارت است از پیش داوری‌هایی که تا سن ۱۸ سالگی در مغز آدم جا می‌گیرند و نتیجه مشاهدات خام و معمولی هستند. آلبرت با مطلق قرار دادن دو چیز نسبیت تمام جهان را توجیه کرد... پس شاید نه هدف نسبیت بود نه مطلقیت .... هدف فقط دانستن بود این عشق به دانستن و فکر کردن بود.

اینم یه عکس جالب از اینشتین!!!Smiley

نظرتونه رو بگین وگرنه...Smiley

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 13:8 توسط فريدون |

 ترس با نا امیدی و شرم با محرومیت همراه است، و فرصت ها چون ابرها میگذرند، پس فرصت های نیک را غنیمت بشمارید.                                                                               -:: حضرت امام علی (ع) ::-
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 17:21 توسط فريدون |

              

كي مگه 13نحسه؟ازكي تابه حالا؟ازوقتي كه........

اين فرق هاراباديگراعدادداره؟

الف-از نظر رياضي

 ● 13 عدد اول است.     

● 1-13^2  عدد اول مرسن است.

● 13جسم ارشميدسي موجود است. (اجسام ارشميدسي اجسامي هستند كه وجوه آنها چند ضلعي بوده، نه لزوما از يك نوع ، و كنجهاي آنها مساوي هستند.)

● عدد 13كوچكترين Emirp است. (Emirp  عدد اولي است كه اگر ارقام آن را معكوس كنيم مجددا عددي اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)

● 169=2^13  بامعكوس كردن ارقام آن داريم: 961="2^31 يعني رقم هاي آن مجددا معكوس مي شود."

●2^13،  1+!12 را عاد مي‌كند.

● 13عدد Happy است.(براي دانستن اين كه عددي Happy است، مجموع مربعات رقمهاي عدد را پيدا كرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب مي‌كنيم با ادامه اين روند اگر به عدد 1 دست پيدا كرديم آنگاه به آن عدد Happy گفته مي‌شود. مثلا براي عدد سيزده  10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراين13" عدد Happyاست.)

● 13نيمي از  3^3+ 3^1- است

●2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد مي‌كند بنابراين يك عدد اول ويلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p كه،p و p^2،  مقدار p-1)!+1) را عاد كنند، عدد اول ويلسون ناميده مي‌شود. مثلا  عدد 5 عدد ويلسون است.  تنها اعداد شناخته شده 5  و 13و 563 است .)

●چرتكه چيني داراي  سيزده ستون مهره‌ براي محاسبات است.

  13بزرگترين عدد اولي است كه مي تواند به دو عدد متوالي به صورت n^2+3 افراز مي شود.(آيا مي توانيد اثبات کنيد؟)

 ● 1+13- 13^13 عدد اول است.

 ● نخستين حفره‌ي اول با طول سيزده بين دو عدد    113و 127اتفاق مي‌افتد. (منظور از حفره‌ي اول تعداد  اعداد مركب بين دوعدد اول متوالی است.)  

 ● 13 كوچكترين عدد اول جايگشت‌پذير (Permutable Number) است. ( اين اعداد، اعداد اولي  حداقل با دو رقم مجزا هستند  كه با تجديد آرايش در رقم هايشان همچنان عددي اول باقي مي مانند مثلا براي عدد 337  ، 733 و 373 و 337 عدد اول است از ديگر اعداد از اين قسم مي‌توان به  13,17,37,79,113,119و جايگشتهاي آن اشاره كرد.)

● هشت عدد اول ديگر مي‌تواند به وسيله تغيير يك رقم از 13 توليد شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83}

● عدد 13 كوچكترين عددي است كه ارقام آن در پايه چهار معكوس 13 است. ( 13 در پايه چهار 31 است.)

● رويه‌ي بيضوي روي اعداد گويا كه داراي نقطه‌ي گويا از مرتبه‌ي 13 باشد موجود نيست.

● 2^13= 19+...+8+7

● عدد 2^13توسط مربعات مجزاي اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بيان مي‌شود.

ب-از نظر سياست

● نخستين بار پرچم امريكا 13 ستاره و 13 خط داشت كه نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلي اين كشور بود.

●شاخه زيتوني كه در پشت دلارهاي آمريكا كشيده شده است 13 برگ دارد.

 ●طولاني ترين ركورد پرواز يك جوجه 13 ثانيه است. (نه فهميدم اينه چيكار كنم!)

به نظر اين بنده حقير اين ها ازخصوصيات 13 كه ديگر اعداد ندارندوبه 13كه الهي همه به غيرازمن دورش بگردند ! بهش فش ميدن!

البته به نظر من اين به ديد افرادمونده كه اين فش رانثار13كردند من ازكسانيكه اين ديد رادارن ميخوام بپرسم چرابه 2كه تنهاعدد اول زوج بهش چيزي نمي گن ؟(كاري نداره الان من بهش فش ميدم! توغلط ميكني ميون اين همه دختر پسري..........  ببخشيد منظورم اين بود كه ميون اين همه عدد اول فرد تو چيكاريه!)

از وبلاگ .onlymath.blogfa به خاطر استفاده از اطلاعاتش تشكر ميكنم.

                                                                                                                     

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 22:4 توسط فريدون |

 این مساله را انشتین در قرن نوزدهم مطرح کرده  و گفته است 98 درصد مردم دنیا قادر به حلش نیست. ممکن است ظاهر مساله خسته کننده باشد ولی در باطن نیست

1- در یک خیابون 5 خانه وجود دارد که با پنج رنگ متفاوت رنگ شدند.

2- در هر خانه يک نفر با ملیت متفاوت با بقیه زندگی میکند.

3- هر کدوم از 5 صاحبخونه يک نوشیدنی متفاوت, یه مارک سیگار متفاوت دوست دارد و يک حیوان متفاوت در خانه نگهداری میکند

سوال این است که چه کسی در خانه ماهی نگهداری می کنه با این شرطها که:

     1-انگلیسه خونه اش قرمزه

                  2 - سوئدیه تو خونه سگ نگه میداره

             3- دانمارکیه چای دوست داره

             4- خونه سبز رنگ سمت چپ خونه سفیده

                  5- صاحب خونه ی سبز رنگ قهوه دوست داره

                  6- کسی که سیگار پالمال میکشه پرنده نگهداری میکنه

              7- صاحب خونه زرد رنگ سیگار دانهیل میکشه

              8- مردی که تو خونه وسطی زندگی میکنه شیر دوست داره از نوشیدنی ها

              9- نروژیه تو اولین خونه زندگی میکنه

              10- مردی که بلندز میکشه همسایه اونیه که گربه نگهداری میکنه

              11- مردی که اسب نگهداری میکنه همسایه مردیه که دانهیل میکشه

              12- مردی که بلو مستر میکشه  ماءالشعیر دوست داره

              13- آلمانیه سیگار پرنس میکشه

              14- نروژیه همسایه اونیه که خونه اش آبیه

              15- مردی که بلندز میکشه همسایه ای داره که آب دوست داره بین نوشیدنیها

       هر کس تونست جواب سوال رو پیدا کنه جواب رو به همراه مشخصاتش به اعضای انجمن تحویل بده تا اسمش تو نشریه نپر چاپ بشه.

                                                                         به يادتون هستيم          

                                                              به يادمان باشيد.(لطفانظر بدهيد )                                                                                                                                                              

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 19:9 توسط فريدون |

چرا آسمان شب تاريک است؟
اولين کسي که جرات کرد اين سوال بظاهر بچگانه را بپرسد، فيزيکدان آلماني ، هاينريش ويلهلم اولبرس در سال 1823 بود.
سوالي که از آن پس به پارادوکس اولبرس معروف شد و سالها ذهن فيزيکدان ها و ستاره شناسان را به خود مشغول کرد؛ زيرا جواب سوال برخلاف صورت کودکانه اش ، اصلا مثل روز روشن نيست.

نمي خواهيد خودتون فكر كنيد يكمي فكر كنيد بعد جوابو بخونيد.(تشكر)
ابتدا به نظر رسيد گرد و غبار بين ستاره ها مي تواند مساله را حل کند.
اين مواد نور ستاره ها را جذب مي کنند و مانع رسيدن آنها به چشم ما مي شوند، اما مساله اينجاست که جذب نور، سرانجام آنقدر دماي گردوغبار را بالا مي برد که آن را به تابش و نورافشاني وامي دارد.
توضيح دوم پاي انتقال به سرخ کهکشان ها و ستاره هاي دور را وسط کشيد.
مي دانيم که به دليل انبساط جهان ، همه کهکشان ها در حال دورشدن از ما هستند و اين باعث افزايش طول موج پرتوهاي تابيده از آنها يا به اصطلاح انتقال به سرخ نورشان مي شود.
تحت تاثير اين انتقال ، بخش عمده اي از نور مرئي کهکشان هاي دور به نور مادون قرمز تبديل و غيرقابل رويت مي شود؛ اما نبايد فراموش کرد که به همين ترتيب بخشي از پرتوهاي ماوراي بنفش نيز سر از طيف مرئي درمي آورند و اثربخشي اول را تقريبا خنثي مي کنند.
بهترين توضيحي که در حال حاضر براي اين پارادوکس وجود دارد، شامل 2 قسمت است

اول اين که حتي اگر جهان ما بي نهايت بزرگ باشد، بي نهايت پير نيست. اين نکته از آن جهت اهميت دارد که سرعت نور محدود است و ما هر اتفاق را تنها بعد از رسيدن نورش مي توانيم ببينيم.
به عقيده بيشتر ستاره شناسان ، جهان بين 10 تا 15ميليارد سال عمر دارد.
بنابراين بيشترين فاصله اي که ما از آن نور دريافت مي کنيم بين 10 تا 15 ميليارد سال نوري است.
حتي اگر ستاره ها يا کهکشان هايي در فاصله دورتر از اين وجود داشته باشد، چيز از آنها به چشم ما نمي رسد.
بخش دوم جواب ، به اين واقعيت برمي گردد که کهکشان ها، عمر لايتناهي ندارند.
ستاره ها سرانجام تاريک مي شوند و اين اثر در کهشکشان هاي نزديک به خاطر فاصله نوري کوتاه تر زودتر قابل مشاهده است.
برهم نهي اين دو عامل باعث مي شود که ما هيچ وقت نتوانيم نور ستاره هاي دور و نزديک را همزمان در همه جهات ببينيم.

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 19:8 توسط فريدون |

فرق  تفکر يه ریاضیدان با  فیزیکدان  و زیست شناس در چيست؟

الان معلوم ميشه؟

یه ریاضیدان ويه فیزیکدان ویه زیست شناس توی یه قطارمسافرت می کردن.درمزرعه ای کنار ریل قطار یک گوسپند مشاهده شد.زیست شناس فریاد زد"همه گوسپندان اسکاتلندی سیاه هستند"

فیزیکدان اعتراض کرد"بگویید دراسکاتلند گوسپندان سیاهی وجوددارد"

ریاضیدان سرفه ای کرد(وبا نگاه عاقل اندرسفیه)وگفت"وجودداردمزرعه ای دراسکاتلند که درآن یافت میشود گوسپندی که حداقل یکطرف آن سیاه است"

راستی اسکاتلندی ها به چه چیزهایی میخندن!! مگه نه؟ 

از وبلاگ .onlymath.blogfa به خاطر استفاده از اطلاعاتش تشكر ميكنم.

                                                                  به يادتون هستيم  به يادمون باشيد.(لطفا نظر بدهيد)

+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 12:25 توسط فريدون |

در اين تحقيق برخي كاربردهاي مستقيم رياضي در شبيه سازي پديده هاي فيزيكي، در دو بخش سيالات و جامدات مورد بررسي قرار گرفته است. ابتدا در بخش سيالات، در دو مختصات حقيقي و مختلط به طور جداگانه، جريان حول برخي اجسام مختلف با استفاده از روابط رياضي مورد بررسي قرار گرفته است به اين صورت كه شكل اجسام و جريان گذرنده از روي آنها با استفاده از روابط رياضي حاكم بر آن پديده شبيه سازي شده، به طوري كه خواص جريان (سرعت، فشار و ...) در هر نقطه (اطراف جسم)، با دقت بسيار بالايي قابل محاسبه مي باشد. و در ادامه همين بخش روش ترسيمي حل معادلات در راستاي ايجاد جسم وشكل خطوط جريان، تشريح شده است. در بخش جامدات، حركات اجسام شناور در آب با استفاده از روابط رياضي مورد بررسي قرار گرفته است، البته شبيه سازي به كمك جرم، فنر و دمپر و روابط رياضي حاكم بر انها، انجام شده است. در اين خصوص نرم افزاري تهيه شده كه با استفاده از شبيه سازي مذكور و معادلات رياضي حاكم، پارامترهاي هيدروديناميك و نيزطيف قدرت موج حاصل ازحركات جسم شناور و آب، محاسبه مي شود.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 12:7 توسط فريدون |

 آموزش رياضيات، تنها براى افزايش توان فکرى يا تحليلى بشريت و کاربرد در زندگى يا ساير علوم مرتبط نيست. رياضيات به علت داشتن تاريخ طولانى، انبوهى از دانسته ها را پديد آورده است، که بخش مهمى از علم و دانش بشرى را تشکيل مى‌دهد. بنابراين اگر آموزش را به عنوان ابزار حفظ، انتقال و بالا رفتن سطح فرهنگ جامعه و مخاطبان تعريف کنيم. يکى از وظايف معلم‌هاى رياضى اين است که دستاوردهاى عظيم تاريخ رياضيات را از طريق مدارس و کلاس هاى درس به نسل آينده انتقال دهند.

در کلاس‌هاى درس رياضيات کنونى، اغلب معلمان رياضى همواره مى‌کوشند، تا ابتدا دانش‌آموزان درک درستى از مفاهيم رياضى داشته باشند، سپس تکنيک ها و روش‌هاى حل مسأله را ارائه مى‌دهند و در مرحله آخر، کاربردهايى از درس مورد نظر را براى دانش‌آموزان بيان مى‌کنند و در ارائه اين مطالب از روش‌هاى مختلف آموزش استفاده مى‌کنند. اما معلم رياضى با دانستن تاريخ رياضيات براساس فعاليت دانش‌آموز، مى‌تواند طورى تدريس کند که دانش‌آموز در فرايند حل مسأله يا اثبات يک قضيه قرار گرفته و تنها به راه حل اکتفا نکند. با اين روش کارى مى کنيم که دانش‌آموز، مراحل مختلف حل مسأله را خودش انجام دهد. اين کار باعث مى‌شود که دانش‌آموز تا اندازه اى در جريان حل مسأله و تاريخچه کشف يک قضيه قرار گيرد و به جاى تکرار لفظى قضايا، علم را پيش خود بازآفرينى کند، تا اين که به نتيجه مطلوب برسد. بايد توجه داشته باشيم که تاريخ رياضى فقط نقل روايت هاى زندگى علمى دانشمندان نيست.

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 22:32 توسط فريدون |

مطالب قدیمی‌تر