در کلاسهاى درس رياضيات کنونى، اغلب معلمان رياضى همواره مىکوشند، تا ابتدا دانشآموزان درک درستى از مفاهيم رياضى داشته باشند، سپس تکنيک ها و روشهاى حل مسأله را ارائه مىدهند و در مرحله آخر، کاربردهايى از درس مورد نظر را براى دانشآموزان بيان مىکنند و در ارائه اين مطالب از روشهاى مختلف آموزش استفاده مىکنند. اما معلم رياضى با دانستن تاريخ رياضيات براساس فعاليت دانشآموز، مىتواند طورى تدريس کند که دانشآموز در فرايند حل مسأله يا اثبات يک قضيه قرار گرفته و تنها به راه حل اکتفا نکند. با اين روش کارى مى کنيم که دانشآموز، مراحل مختلف حل مسأله را خودش انجام دهد. اين کار باعث مىشود که دانشآموز تا اندازه اى در جريان حل مسأله و تاريخچه کشف يک قضيه قرار گيرد و به جاى تکرار لفظى قضايا، علم را پيش خود بازآفرينى کند، تا اين که به نتيجه مطلوب برسد. بايد توجه داشته باشيم که تاريخ رياضى فقط نقل روايت هاى زندگى علمى دانشمندان نيست.